شهید علی اندرزگو
در مدت 14 سال، افراد زیادی با وی در تماس بودند، ولی از كارهایش سر در نمیآوردند. هنگام تردد در مناطق و كوچههای مختلف، همیشه محل را بررسی میكرد تا كسی او را تعقیب نكند و متوجه او نشود.
شهید علی اندرزگو در سال 1318 در تهران به دنیا آمد. تحصیلات علوم دینی را در مسجد هرندی آغاز كرد و همان زمان بود كه با فدائیان اسلام آشنا شد و تحت تأثیر شخصیت سید مجتبی نوابصفوی قرار گرفت. پس از قیام 15 خرداد به شاخه نظامی فدائیان اسلام پیوست.
سید علی اندرزگو دوم شهریور 57 در محاصره مأموران قرار گرفت و بر اثر درگیری با نیروهای امنیتی، تیر خورد و به شهادت رسید و 14سال تعقیب و گریز چریك تنهای انقلاب در روز 19 رمضان به پایان رسید.
رادیو ایران خاطرات حماسهها و مجاهدتهای شهید علی اندرزگو را در برنامه «پلاك هشت» مرور كردهاست.
همسر شهید اندرزگو نقل میكند: من 16 سال، و ایشان حدود 29 سال داشتند. قرار شد با خانواده¬ام به منزل آقای موسوی در اختیاریه برویم تا او را ببینیم. در آن جا او گوشه¬ای نشسته بود. من چای بردم، ولی از سر حجب و حیا نه من ایشان را توانستم ببینم و نه او مرا. فقط موقعی كه از خانه خارج می¬شد از پنجره او را دیدم. لباس قبای نیمچه¬ای به تن، و كلاه عرقچین مشكی به سر داشت. ظاهراً تازه طلبه شده بود. قرار شد برای بار دوم همدیگر را ببینیم و صحبت كنیم كه او آن موقع گفت: «من طلبه¬ای هستم كه نه كسی را دارم و نه از مال دنیا چیزی. اگر میتوانی نان طلبگی بخوری، بسمالله». من هم پذیرفتم.
برنامه پلاك هشت پخش شده از رادیو ایران
شنیدن این پادكست را به دوستان خود توصیه كنید!