كتاب بلاتكلیفی حاصل نگاهی نگران است
گاهی جنگ نه با آژیر شروع میشود و نه با انفجار؛ گاهی جنگ در مكث تماسی بیپاسخ است.در برنامه تالارآینه بشنوید.
تا شامگاه 23 خرداد همه چیز به خوبی و طبق برنامه پیش میرفت من داشتم خودم را برای روز آخر سفر و پرواز فردا صبح گروه به تهران آماده میكردم كه ناگهان صدای مهیبی در نقاطی از شهر شنیده شد.
اسراییل به ایران حمله كرد و جنگی آغاز شد كه پس از 12 روز با خسارات فراوان به دو طرف پایان یافت.
ما پس از چند روز تجربه دل انگیز با شرایط خاص مواجه شدیم میان ماندن و رفتن و این كتاب كوچك گزارشی از آن روزهای ترانه و اندوه، روزهای تردید و بلاتكلیفی و روزهای پیامك و دلهره.
این بخشی از كتاب بلاتكلیفی نوشته منصور ضابطیان است.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی رادیو ایران، شهاب شهرزاد در برنامه تالارآینه به شرح بیشتری از این كتاب پرداخته است.
كتاب بلاتكلیفی حاصل نگاهیست نگران، گرچه پای نویسندهاش در جنگ نیست اما دلش در جنگ است و مسیرش رو به آن.شاید مثل دیگر كتابهای دیگر نویسنده سرشار از لحظات سرخوشانه و طنز نباشد اما سندی از دوران خودش است كه در كمترین فاصله از تجربه اصلی نوشته شده است.
گاهی جنگ نه با آژیر شروع میشود و نه با انفجار؛ گاهی جنگ در مكث تماسی بیپاسخ است.
منصور ضابطیان در كتاب بلاتكلیف كوشیده است كافههای زیبای استانبول و ساحل آفتابیاش را برای خواننده شرح دهد اما آنچه كه بر سرتاسر این كتاب سایه افكنده جنگ است.





