یادداشت علی رشیدی گزارشگر رادیو ایران درباره مقاومت و پایداری
با نزذیك شدن به سالروز آزادسازی خرمشهر، بار دیگر خاطره روزهایی زنده میشود كه در میان آتش و خون، صدای روایتگران رسانه در كنار رزمندگان طنینانداز بود. در آن روزهای سرنوشتساز، گزارشگران رادیو با روایت لحظههای مقاومت و پیروزی، امید و ایستادگی یك ملت را به گوش ایران رساندند.
هر سال كه به خرداد نزدیك میشویم، بوی باروت و خاك خرمشهر در حافظهٔ تاریخی این سرزمین زنده میشود. اما میان نخل های سربرنیاورده و خون هایی كه به نهر كارون ریخت، مردمانی هم از جنس رسانه بودند؛ روایتگرانی كه رشادتهایی را بازمیگفتند كه در قاب تصویر نمیگنجید و باید شنیده میشد. خوب میدانم كه ما مقاومت را فقط «نقل» نكردیم، آن را با صدا زیستیم.
در محاصرهٔ دود و آتش، وقتی گلوله ها بر سنگرها فرود میآمد، وظیفهٔ ما سبكتر از یك رزمنده نبود. با صدایی كه نباید میلرزید، شكست ناپذیری یك ملت را روایت میكردیم. تفاوت گزارشگر رادیو ایران با دیگران در همین «صدا»ی بیواسطه است؛ صدایی كه از میان موج، به جان مردم مینشیند. ضبط نالهٔ باد در نیزارهای كارون، فریاد تكبیر رزمندگان در شب عملیات، و آن سكوتی كه پیش از اعلام آزادی خرمشهر برقرار شد، همه بخشی از روایتی بودند كه قرار بود امید را زنده نگه دارد.
این روزها كه سالروز آزادی خرمشهر را گرامی میداریم، به یاد میآورم: پیروزی فقط در میدان نبرد رقم نخورد. «روز مقاومت» را صداهایی جاودانه كردند كه از میان سنگرها پخش شدند؛ بى آنكه نامی از خود به جا بگذارند. من، به عنوان گزارشگر شبكه رادیویی ایران، به خود میبالم كه مشعل روایتگری را از دست آنان برگرفته ام و در این روزها، با كلامی كه از ژرفای جانم برمیخیزد، حماسهٔ دلیرمردان و زنانی را بازمیگویم كه در میدان تا پای جان برای ایران ایستادهاند.





